سه‌شنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹

کک مان گزید؟ خجالت کشیدیم؟


"ما به خليج فارس رفتيم و خواستيم در آنجا بمانيم اما ساحل بسيار آلوده و کثيف بود. بنابراين گروه تصميم گرفت ابتدا ساحل را تميز کند. به اين ترتيب تمام زباله ها مانند جعبه ها، کنسرو و تعداد بسيار زيادي ظرف پلاستيکي را در 10 کيسه جمع کرديم تا ساحل تميز شد"
این ها را یک توریست آلمانی گفته و روزنامه اعتماد هم دیروز به نقل از ایسنا چاپش کرده! این توریست مهربان و یا روزنامه "اعتماد" و "ایسنا"یمان حیا کرده اند لابد که اسمی از شهر حاشیه خلیج فارس نیاورده اند ولی من این چیزها حالی ام نیست و می گویم که این شهر به راحتی می تواند "بندرعباس" هم باشد! نه که از سایر شهرهای ساحل شمالی خلیج فارس خبرهای خوبی هست ولی بندرعباس حسابش جداست؛ مهم ترین شهر ایرانی خلیج فارس است با اسکله های بی رقیب و صنایع بسیارش و مسافرانی که نوروز هر سال به این شهر می آیند تا بندرعباس هم در پذیرایی از مهمانان هم ردیف مشهد و اصفهان و شیراز باشد. همه به کنار؛ ساحل بندرعباس اگر تمیز باشد فوق العاده زیباست اما حالا ساحل حسرت و آلودگی است. تاسیسات تفریحی خوبی در ساحل ساخته اند و می سازند ولی هیچ خبری از مهربانی با خود ساحل نیست. مردمان احمق و واقعا "احمق" که لابد گرد وخاک روی کفش خودشان را هم تحمل نمی کنند مثل نفس بوگندشان آشغال ریزانی می کنند که بیا و ببین. متولیان بی عرضه و واقعا بیکاره و بی عرضه فرهنگ و شهر و استان هم لنگشان را انداخته اند روی لنگشان و نه کاری می کنند که مردمان احمق بدانند جای زباله و فاضلاب، خانه ماهی های دریا نیست و نه کاری می کنند که آدم باورش بشود دل خودشان به حال دریا می سوزد. حالا همه غصه خیلی از ایرانی های "حنجره بر کف" شده جیغ های رنگارنگ برای اسم "خلیج فارس"! باید که عرق شرم بریزیم جلوی روی توریست ها و مسافران و از همه مهم تر؛ ماهی ها و دلفین ها و وجدان خودمان

5 comments:

shadi گفت...

gahi ba didane toorista delam mikhad az khejalat gom besham
kash faghat aloodegie mohite zist bood
una hata az behdashte ravani ham barkhordar nistan

taag گفت...

تاگ یک مزرعه لینکهای فرهنگی است که به شما کمک می کند نوشته های خود را بین دوست داران فرهنگ و هنر به اشتراک بگذارید. با نام نویسی و ارسال پیوند به تاگ به گسترش این مزرعه کمک کنید.
taag@taag.ir
taag.ir

شایگان اسفندیاری گفت...

از ماست که بر ماست. چندی پیش به اتفاق دوستانم رفته بودیم کوه گنو، وقت برگشتن یه جارو گرفتم دستم و اون جایی که نشسته بودیم رو جارو کردم و آشغال ها رو جمع کردم. جالبه که تعدادی از دوستان که البته تحصیل کرده هم بودند به کارم می خندیدند حالا شما حساب مردم عادی رو بکن. راه درازی در پیش است.

مریم گفت...

اتفاقا ما هم امسال تابستان رفتیم به جنگلهای سیاه کل در ارتفاعات بالا که حالت مرتع پیدا می کند. بی نهایت زیبا و بی نهایت کثیف.
آن قدر کثیف بود که ما هم برای نشستن مجبور شدیم یک قسمتی را تمیز کنیم. بعد از جمع کردن 4 کیسه آشغال آنهارا لب جاده جایی که چشمه ای برای آب گرفتن و دستشویی بود بردیم تا در سطل آشغال بگذاریم. اما هیچ سطل آشغال شهری آنجا پیدا نکردیم. ناچار آشغالها را همانجا روی بقیه آشغالهای تلنبار شده گذاشتیم.

زهرا موثق گفت...

نگرانی برای قضاوت توریست‌ها واقعا جزو اولویت‌هام نیست.
اون چیزی که مهم‌تر از هر چیزیه از بین رفتن یک اکوسیستم منحصر به فرده. خلیجی که اگه همین جور پیش بره ده سال دیگه تبدیل به یه حوضچه‌ی متعفن و مرده میشه.
بی‌تعارف شخصا ترجیح میدم تمام مسئولین حفاظت محیط زیست استان مرده باشن تا خلیج فارس. از اون جایی که شهروندا هم جزو مسئولین حفظ محیط زیست محسوب میشن متاسفانه رجحان من یه ذره خشن میشه...